واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٢٨
اشتغال در هاتفورد[١]، دريافتند كه در خانوادههايى كه از سطح اشتغال و درآمد كمترى برخوردارند و يا اصلًا بيكارند، جدايىهاى زناشويى سه برابر بيشتر از خانوادههايى است كه وضعيت درآمد آنها تحت كنترل بوده و ثبات دارد.
نتايج مشاهدات و مداخلات بالينى درباره افراد بيكارى كه به آژانسهاى اجتماعى جهت مشاوره مراجعه مىكنند حاكى از آن است كه آنها با احساس خشم، قصور، گناه و حس از دست دادن قسمتى از شخصيت خود، سازگار شدهاند. مشاهده كنندگان، اين احساسات را به احساسى از محروميت ربط دادهاند.
مطالعات انجام شده ديگر به اين نتيجه رسيدهاست، افرادى كه بيكارى را پيشبينى يا تجربه كردهاند از عدم اعتماد به نفس، نبود هويت شخصى و فردى، نگرانى، عدم اطمينان به آينده، بىهدفى و افسردگى رنج مىبرند. با توجه به واكنشهايى كه نسبت به بيكارى وجود دارد، آيا جاى تعجب است كه ثبات خانواده نيز به خطر افتد؟ از آنجايى كه اصلاحات اقتصادى محدودى در زمان اوج ركود در سالهاى ١٩٨٣- ١٩٨٢ ميلادى اعمال شد، سطح درآمدهاى افراد از اواخر سالهاى ١٩٧٥ ميلادى با سرعت بسيارى كاهش يافت. مثلًا ميانگين درآمد سال آخر كارگرانى كه توسط شركت فولاد ايالات متحده در جنوب شيكاگو اخراج شدند، حدود ٥٠% كاهش داشته بهطورى كه بيش از ٢٠٠٠ كارگر در فاصله سالهاى ١٩٨١- ١٩٧٩ ميلادى خراج شدهاند و ٣٣٠ نفر ديگر نيز در سالهاى ١٩٨٣- ١٩٨١ ميلادى
[١] -HartFord .