واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ١٧
اصلًا گروهى كه همواره تنها باقىمىمانند، گروه مادران و كودكان هستند. و امّا مردان كجا هستند؟
بعضى به راحتى خانواده خود را ترك كرده به امور ديگرى پرداختهاند. برخى نيز زندگى جديدى را شروع كردهاند. بعضى از آنها نيز احساس مىكنند، نمىتوانند به عنوان يك پدر به زندگى ادامه دهند زيرا توان تهيه مايحتاج زندگى و نانآورى را ندارند.
باربارا ارِنريچ[١]، در كتاب جديد خود با عنوان «قلبهاى مردان»[٢]، اينطور بيان مىكند كه در ٣٠ سال گذشته، مردان از تعهدات خانوادگى گريزان بودهاند. او اشاره مىكند كه درسالهاى دهه ١٩٥٠ ميلادى، مرد بودن از روزىآور بودن منفك نبوده است. براساس توصيف ارنريچ جامعهشناس، تحريك و تهييج فشارهاى فرهنگى مانند عياشى كه سبب تشويق «اخلاقيات بىپايه» مىشود و از طرفى هشدارهاى متخصصان بهداشتى كه بيان مىكردند فشار روانى ناشى از نانآور بودن، عامل بروز بيمارىهاى قلبى- عروقى مىشود، بيش از پيش مردان را به پافشارى برخواستههاى شخصى خودشان و دورى از محدوديتها و مشكلات همسر و فرزند و فشارهايى مثل خريد كفشهاى تازه در روز اول مدرسه براى كودكان تشويق كرد.
همانطورى كه ارنريچ مىگويد:
«نتيجه طلاق در بسيارى از موارد، مردانى مجرد و مادرانى تنها
[١] -Barbara Ehrenreich .
[٢] -The hearts of Men .