واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٣٥
خود بسيار مىترسند پس فرصتهاى كمترى به دست مىآورند. تمام مردان سياهپوستى كه من آنها را ديدهام: برادرانم، پدرم و همسرم، در جامعه كارى انجام نمىدهند، بسيارى از آنها به دنبال خوشگذرانى هستند و در واقع به نوعى از بار مسئوليت در مىروند.
پسرم سه الگو داشت ولى هيچكدام از آنها الگوهاى خوبى نبودند. او هيچگاه الگوى خوبى از يك مرد بالغ براى خود نداشته است. كابوسمىبيند و از شكست خوردن مىترسد. تا سن چهار سالگى او اصلًا نمىخواست يك سياهپوست باشد. موضوع بسيار تأسفبارى است، در حالى كه از فرزندتان سخت مراقبت مىكنيد، متوجه مىشويد او دايماً در حال تحمل ضربات وارده است.»
از گروههايى كه ضربات روحى، اجتماعى و ... شديدى به آنها وارد شده است، افراد بومى آمريكايى هستند.
نرخ بيكارى در بين يك ميليون سرخپوست آمريكايى ٥٥% تا ٤٥% است اما در برخى از مناطق، اين ميزان در برخى از فصول سال به ٨٠% مىرسد. در بين سرخپوستان پوابلو[١] كه تقريباً در ٦٠ مايلى جنوب غربى آلبوگرك[٢] در نيومكزيكو زندگى مىكنند، نرخ بيكارى ٧٠% است. در سالهاى ١٩٨٢- ١٩٨١ ميلادى در نزديكى معادن اورانيوم بعد از تعطيل شدن كار مردم هيچ كارى براى انجام دادن نداشتند و جوانان بر سر دو راهى يافتن كار در نزديكى شهرهاى بزرگ و كوچك و تحمل فشار ناشى از
[١] -Pueblo .
[٢] -Albuguerque .