واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٣٤
اين اجتناب و ممانعت مزاياى متعددى براى كسانى دارد كه به دنبال حفظ و بقاى وضع موجود در ايالات متحده هستند. اين امر، افرادى را كه در انتهاى مسير توسعه و ارائه تحليلى قابل قبول از وضعيت سياسى و اقتصادى سيستم آمريكايى هستند، سرزنش نمىكند بلكه ذهنيت سرزنش قربانى را ارتقا مىدهد و خودآگاهى نادرستى از اين امر كه هركس سختتر كار كند موفقتر خواهد بود را رواج مىدهد. در اين بين، افراد بيكار خودشان را به خاطر نداشتن درآمد سرزنش مىكنند چون توان حمايت از خانوادهخود را ندارند و در ضمن همسرشان نيز آنها را سرزنش خواهد كرد. همانطور كه يك زن در تاليز كورنر[١] با لبخند تلخ كه حاكى از احساس حقارت است مىگويد: «قبلًا به ريچارد متكى بودم اما حالا به او ديگر وابسته نيستم ولى وانمود مىكنم كه وابستهام در حالى كه اينطور نيست.» زن، خود را به خاطر آنكه همسرش را عاقلانه انتخاب نكرده سرزنش مىكند، به خاطر آنكه نتوانسته است خانواده را برخلاف اختلافهاى موجود در كنار هم نگهدارد. تاكنون هيچكس سيستم اقتصادىاى را كه ميليونها نفر از كارگران را از كار محروم كرده و سپس وانمود مىكند كه تقصير خود كارگران است مقصر نمىداند.
ساندرا ويتاكر[٢] يك زن سياهپوست اهل كاليفرنيا است كه دو بچه خود را به تنهايى بزرگ مىكند. او درباره اين مسئله چنين مىگويد: «مردان سياهپوست كمتر از زنان سياهپوست توانايى سازگارى دارند و از جامعه
[١] -Tallys Corner .
[٢] -Sandra Wittaker .