واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٢١
تا وقتى ادراكات و ارزشهاى جامعهبزرگتر تغيير پيدا نكردهاند، نمىتوان از تك تك افراد انتظار داشت كه تغيير بزرگى در رفتار خود ايجاد كنند.
نتيجه مسأله فرار مردان از تعهد، عدم مشاركت بسيارى از پدران در زندگى فرزندان و مهمتر از همه عوامل اقتصادى خارج از كنترل افراد، آن است كه اغلب مردانى كه با همسر و فرزندان خود زندگى نمىكنند، كمكِ مالى نيز به آنها نمىكنند. موضوع كمك هزينهفرزندان[١] در چند سال گذشته به دليل افزايش بىسابقهتعداد خانوادههاى تحت سرپرستى زن در دهه ١٩٧٠، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. نقش كمك مالى پدر در بهبود زندگى مادر و فرزند به دليل توانايى كمتر زنان در كسب درآمد، اهميت دوچندان پيدا مىكند. براساس مقالهاى كه مركز تحقيقات زنان كالج ولسلى[٢] انجام داد: «زنانى كه به تنهايى سرپرست فرزندان مىباشند با شديدترين افتهاى اقتصادى در رابطه با وضعيت درآمد خانواده مواجه مىشوند.»
براساس بررسى يك سرشمارى كه در بهار سال ١٩٨٢ ميلادى انجام شد اين نتيجه به دست آمد كه بيش از ٨ ميليون زن، حداقل يك فرزند دارند كه پدر در كنارشان حضور ندارد. از اين ميان فقط پنج ميليون به حكم دادگاه، بايد [از همسر خود] كمك هزينه دريافت كنند. از بين اين زنان در سال ١٩٨١ ميلادى، ٤٧ درصد مبلغ كامل را دريافت نموده، ٣٧ درصد كمتر
[١] -Child support : پولى است كه طبق قانون ايالات متحده پس از طلاق، والدى كه حضانت فرزند را به عهده ندارد بايد به عنوان كمك هزينه به همسر سابق خود كه حضانت فرزند به او سپرده شده است، بپردازد
[٢] -Wellesley College .