واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ١٧٨
شبكه امنيت اجتماعى فراگير كه از طريق دولت بهزىگرا تأمين شود، هستيم و اين تركيب مدرن منحصر به فرد، ما را به نوعى سوسياليسم ليبرال تبديل كرده است.
به هرحال مفهوم آزادى، چند بُعدى است و ارائه يك تعريف واحد از آن غير ممكن مىباشد. در ادامه به توضيح معنى شش نوع آزادى پرداختهام، اما منظور از آزادىهاى ذكر شده همان لغت «Freedom» مىباشد و لغت «liberty» كه بر آزادى با شرايط فيزيكىاش يارهايى دلالت دارد، مدنظر نمىباشد.
١- آزادى درونى
اولين و اصولىترين نوع آزادى، تصور مردى در زندان را براى ما مجسم مىسازد كه تمامى آزادىهاى درونى خود را دارد اما آزادى فيزيكى ندارد و به عبارت ديگر، رها نيست. همه ابناى بشر آزاد به دنيا مىآيند و آزاد باقى مىمانند و از طريق دريافت حسى خود مىتوانند انتخابهاى گوناگونى داشته باشند، لذا زندگى آدمها مانند فرشينه يا بافته خوشايندى از ميليونها انتخاب خوب و بد آنهاست كه هرگز نمىتوانند از اين نوع آزادى فرار كنند.
از اين ديدگاه، ما محكوم به آزادى هستيم، آزادى درونى بزرگترين قابليت فردى و رمز آميزترين ويژگى آدمى است. در واقع اين نوع آزادى محور ناپيداى هستى ماست كه توسط ديگران قابل شناخت نيست. اين