واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ١٥٠
چيست؟ تا به حال چه برداشتى از اين كلمه داشتهايم؟ در حالىكه كمى تعمق نشان مىدهد كه هيچ چيزى مساوى چيز ديگرى نيست. براى مثال حتى دو سيب، دو ماشين و يا دو انسان، دقيقاً مانند هم نيستند. حتى در اين مورد نمىتوان به تاريخ مراجعه كرد، زيرا به نظر من، ادراك و بينش امروز از اين لغت، منحصر به فرد است.
در يونان قديم نوع خاصى از تساوى وجود داشته است كه شايد امروز به نظر ما خندهدار باشد. آنها براى سران سياسى خود اعتبار زيادى قائل بودند. همچنين عقيده واقعى يونانيان درباره برابرى و تساوى، بر پايه نژاد بوده است؛ به طورى كه آن زمان با همه سربازان يك جور رفتار مىشد، همه ژنرالها از يك برخورد، بهرهمند بودند و با همه بردگان و اسيران نيز بهطور يكسان برخورد مىشد. يونانيان معتقد بودند مردم از توانايىهاى گوناگونى برخوردارند، لذا بايد در طبقات و سطوح مختلف قرار گيرند و فقط در برابر قانون يكسان و برابر باشند. براى مثال: كيفر جُرم دزدى براى يك اشرافزاده و يك فرد عادى، يكسان در نظر گرفته مىشد. البته در مورد بردگان تفاوتهايى وجود داشت، بهطورى كه هرگز مانند شهروندان لحاظ نمىشدند و نوع خاصى از اجراى قوانين بر آنان حاكم بود.
دريافت نوين ما از دموكراسى و برابرى، زاده اصلاحات قرن شانزدهم و عقايد برگرفته از انواع گروههاى مسيحيت است. به هرحال پس از گذشت سه قرن و بعد از شكوفايى صنعتى، وقتى جامعه غربى شروع به گرايش به