عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٨٨

در دهه بعد و تا امروز، فمينيسم، تغييرات چشمگيرى را هم در شكل خود و هم در محتواى خود ايجاد مى‌كند. ميل به برابرى، كه تا اينجا به معناى ميل به «برابر بودن با مردان» شناخته مى‌شد- طبق قانون در رأى‌گيرى، بازار كار، عرصه سياسى و به‌طور خلاصه در همه عرصه‌هاى زندگى- ديگر هدف فمينيسم بود.

موج دوم نسل دوم فمينيسم كم‌كم پديدار شد. ولستون كرافت در كتاب خود، «استيفاى حقوق زنان»، اساساً خواهان فرصت و آموزش برابر در محيط عمومى بود، اما هيچ‌يك از اين حقوق براى مختل كردن زندگى خانوادگى در نظر گرفته نشده بود. حقيقت امر آن است كه ولستون كرافت عقيده داشت؛ زنان تحصيل كرده و زرنگ، زنانى بودند كه بهترين كدبانو و بهترين مادر بوده‌اند.

اين در مورد همه فمينيست‌هاى نسل اول و حتى فمينيست‌هاى موج اول «نسل دوم» درست بود. برابرى نظريه‌اى سياسى و اجتماعى بود و اين نظريات بخشى از قلمرو عمومى- نه قلمرو خصوصى- بودند. وقتى كه موج دوم روى كار آمد، اين ديگر درست نبود.

تغيير در رابطه فمينيسم با مفهوم برابرى، به‌طور ناگهانى با جنبش نسل دوم به‌وجود نيامد. اما در اواخر دهه ١٩٦٠ واضح بود كه فمينيسم دستور كار سياسى خود را به‌طور چشمگيرى تغيير داده است. فمينيست‌ها ديگر به برابرى به‌عنوان مشابهت علاقه‌اى نداشتند. هدف جديد آنها ايجاد نظريه‌برابرى به‌عنوان تفاوت بود. «موج دوم فمينيسم نسل دوم» نمى‌توانست نشان‌