عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٢٩

اين شكل‌دهى، محدوديت‌هايى وجود دارد. «آزادى ما درست مانند خلاقيت مجسمه‌ساز كه با قطعه سنگى كه در دست دارد محدود مى‌شود، به وسيله جامعه‌مان محدود مى‌شود. اگر ما بخواهيم همگى افراد مستقلى باشيم، بايد ابتدا فضاى جامعه را پاكسازى و براى اين برنامه آماده كنيم.»

اگر اين حقيقت بزرگ درباره ما وجود داشته باشد كه زندگى ما در ابتدا در جامعه و به صورت اجتماعى شروع مى‌شود، پس شروع كردن سفر به سوى آزادى از يك موقعيت منفرد (فرد مستقل و غيراجتماعى) اشتباه است.

فمينيسم با استفاده از رويكردهاى متعدد خود، به محفل كاملى تبديل شده بود. از فمينيسم آزادى‌خواه و تعهّد آن به برابرى اجتماعى مردان گرفته، تا فمينيسم ماركسيستى و رد زمينه‌هاى مادى براى بى‌عدالتى اجتماعى (يعنى محل كار)، پذيرش بدن توسط فمينيسم افراطگرا، پذيرش برترى روح و روان توسط فمينيسم روانكاو و بالاخره شناخت فمينيسم اگزيستا نسياليست مبنى بر اينكه شخص براى فرار از بردگى در ابتد بايد برابرى اجتماعى- سياسى با مردان را به دست آورد. تعجب‌آور نيست كه زنان جوان امروز از فقدان دستورالعمل فمينيسم گيج شده باشند؛ البته اگر واقعاً خسته نشده باشند.

اين تمايزات فقط بخشى از مسأله اختلاف هستند. اهميت دادن به همه شكل‌هاى فوق‌الذكر فمينيسم، همان چيزى است كه فمينيسم پسامدرن ناميده شده و هنوز هم ناميده مى‌شود.