عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٢٠
تحصيل كرده زدوده شود بدون اينكه شكايتى وجود داشته باشد. چگونه چنين چيزى امكانپذير بود؟ فمينيسم كه در دهه ١٨٠٠ يك پيشگام قانونى بود، چگونه در دهه ١٩٠٠ به يك مركز قدرت سياسى عمده و در هزاره جديد به يك آرمان غيرضرورى و مبتذل تبديل شده بود؟
يكى از استدلالهاى پاسخ بالا اين است كه بزرگترهاى بىتوجه ما به ما گفتهاند، زنان جوان امروزى، فمينيسم را بىاهميت مىپندارند. اين «فمينيستهاى نخستين» هر يك از اعمال مربوط به جنسيت- نشان دادن شكاف يا اختلاف- را نماد ظلم و ستم مىديدند. زنان معاصر «كه لباس پوشيدنشان، به قصد جذب مردان است» بچههاى هوسبازى هستند. اين زنان جوان كه از نسل زنانى متولد شدهاند كه سالها در حال رأى دادن و كار كردن بر روى مشاغل و موقعيتهاى خود بودهاند، چنين امتيازاتى را چيزى جديد يا خاص نمىبينند. بنا به گفته زنان قديمى، فمينيسم نمىتواند به اين دختران لوس، چيزى عرضه كند. به قول اين فمينيستها، اين دختران گستاخ و ناسپاس از فمينيسميا حداقل از ادامه اين نهضت گريزان هستند.
با اين حال، بزرگترهاى دلسوز، استدلال مىكنند كه اين امرى طبيعى است كه فمينيسم كهنهپرست، چيزى براى عرضه به افراد ندارد و آنقدر در ايدئولوژىهاى مادرانشان غرق شدهاند كه حتى ذكر واژه فمينيسم، آنها را به عقب مىكشاند. زن جوان امروزى به دلايل موجه از شنيدن اينكه مادرش چگونه ده مايل تا مدرسه در برف پياده راه مىرفته، تا فقط بفهمد كه به خاطر پدرسالارى، در خصوص آموزش به او ظلم شده است، خسته است. اين دختر ظاهراً ناسپاس كه به بلندى پاشنه كفش خود بيشتر اهميت مىدهد