عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٢٥

فمينيست‌هاى سوسياليست، مانند خواهران ماركسيستى خود، استدلال مى‌كنند كه تنها راه ايجاد برابرى جنسيتى، سازماندهى مجدد و وسيع ثروت و دارايى‌ها است.

اما اگر عميق‌تر نگاه كنيم، فمينيست‌هاى سوسياليست، نسبت به پيامدهاى اجتماعى و روانى زندگى در فرهنگى كه به «برترى در رقابت»، «از بين بردن اشخاص ديگر» و «رسيدن به اوج» پاداش مى‌دهد، اظهار تأسف مى‌كنند ... فمينيست‌هاى سوسياليست استدلال مى‌كنند كه مفهوم واقعى اجتماع، با جنبه‌هاى سرمايه‌گرايى از بين مى‌رود؛ اجتماع نياز به كار اشتراكى، مفهوم همكارى نه رقابت و مفهوم وابسته بودن و اجتماعى بودن دارد.

بالاخره فمينيسم ماركسيست و سوسياليست با يكديگر پيوند خوردند و به يك ايدئولوژى تبديل شدند. آنچه كه امروزه تحت عنوان فمينيسم ماركسيستى- سوسياليستى شناخته مى‌شود، ادعا نمى‌كند كه زنان در بازار، استحقاق «حقوق مساوى براى كار مساوى» را دارند، بلكه ادعا مى‌كند، چون اختلاف ميان دستمزد مردان و زنان بسيار زياد است، پس خود بازار نيز بايد اساساً جنسيت‌گرا باشد. «به‌گمان بسيارى از فمينيست‌هاى سوسياليست، هدف نهايى فقط اين نيست كه زنان را از لحاظ اقتصادى، هم پايه مردان كند، بلكه هدفش، درهم شكستن درجه‌بندى افتضاح‌آميز دستمزدهاست». بسيارى از فمينيست‌هاى معاصر، انتقاد مردانه، سخت و پژوهشگرانه ماركسى از سرمايه‌دارى را كنار گذاشته و به جاى آن به انتقاد سوسياليستى مستقيم‌تر و ساده‌تر از فرهنگ مردانه آمريكا پرداخته‌اند.