عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٥
خود خصوصاً زندگى جنسى خود را بدون اينكه اصلًا اين عينك را بردارد، اداره مىكند. براى چنين زنانى حيله پدرسالارى همهجا در كمين است. همه چيز از قيمت خشكشويى گرفته تا آثار هنرى براى كاوش فضا، با جنس و تبعيض جنسى درآميخته مىشود، چنين زنانى تالار مؤسسات آكادميك در ايالات متحده را بر هم مىزنند[١].
اما آنهايى كه در مرز بين داشتن و نداشتن قطعى «آگاهى» جنسى قرار مىگيرند؟ از همه مهمتر افرادى كه، چه مرد و چه زن نه تنها مىدانند كه «آگاهى» چيست بلكه براى بدست آوردن آن فرصت داشتهاند و هنوز هم از پذيرش درستى اين «عينك» خوددارى مىكنند، آيا مىتوان گفت كه چنين افرادى «آگاه» هستند؟
بهعبارت ديگر دو مسأله مهم بهوجود مىآيد: آيا شخص مىتواند بهطور آگاهانه فمينيسم را رد كند؟ آيا فمينيسم جنسى از گزند انتقاد به دور است؟
مسأله اول، رمان پائولينگ ريك «داستان ا» را به ياد مىآورد كه در آن زنى بسيار زيبا و ثروتمند مىخواهد تسليم جنسى يك مرد شود. آيا اين نشان دهنده اين است كه سلطهپذيرى جنسى امرى شايسته و تثبيت كننده زندگى است،[٢] يا جنسيتگرايى رنجآور و نسبتاً هولناك را نشان مىدهد؟ به نظر مىرسد كه فمينيستها در اين زمينه عقايد مشابهى دارند. «هرگونه
[١] - بنابراين نام ديگر چنين فمينيستهايى، فمينيسم آكادميك است.
[٢] - اين برداشت دانشجوى من جودى رايت در مقاله چاپ نشدهاش« سلطهگرى جنسى، تجاوز جنسى و فلسفه حقوق، پاسخى به كاترين مك كينون» بود.