عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١١٥

زن به‌عنوان «فردى ديگر» در تاريخ ادامه مى‌يابد و امروزه توسط سازمان اجتماعى حاضر حفظ مى‌شود و توسط رسانه‌هاى گروهى تقويت مى‌شود.

اين موضوع ما را با ماهيت فمينيسم آشنا مى‌سازد. در قلب موج دوم آنچه كه باعث مى‌شود فمينيسم همچنان بتواند ضربه‌هاى خود را به ساحل ادامه دهد، عينك فمينيستى است كه همه زنان را قربانى مردان درنده مى‌بيند. [مردان به‌صورت فردى در رختخواب، مردان به صورت گروهى در محل كار و مردان با توطئه‌هايى بزرگ در سازمان‌هاى دولتى كه نظم مدنى كشور را كنترل مى‌كنند] از آن رو سلطه مردانه و بنابراين جنسيت‌گرايى آنان، سيرى‌ناپذير است و زن بيچاره، طعمه آن است.

به‌نظر مى‌رسد حداقل دو انتقاد مستقيم از اين شكل نزديك‌بينى فمينيست وجود داشته باشد. اول اين واقعيت تجربى است كه همه مردان شكارگر نيستند و دوم اين حقيقت كه همه زنان بى‌گناه نيستند.

اين امر مسلّم كه مردان جابر هستند و زنان نيستند، طورى كه مردان هميشه فريب‌دهنده هستند و زنان و بچه‌ها هميشه قربانيان آنها به‌طور عميق در آگاهى افراد ريشه كرده، طورى‌كه ترديد در آن نوعى بى‌اعتقادى به‌شمار رفته و مضحك مى‌باشد. تحقيقات زيادى نشان مى‌دهند كه زنان نسبت به شريك‌هاى جنسى خود به اندازه مردان حتى اگر نگوييم بيشتر از آنها خشن و جابر هستند.

در حقيقت مردان نسبت به جثه و قدرت‌شان كمتر خشن هستند. در خصوص بيشتر بودن قدرت مردان، شايان ذكر است كه تعداد بسيار زيادى‌