عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٢٧
يا ادعاهاى ننگين سوزان براون ميلر، كاترين مك كينون و آندره دوركين- بهترتيب مبنى بر اينكه «همه مردان متجاوز جنسى هستند.» و «هرگونه رابطه جنسى با جنس مخالف، تجاوز جنسى است.» و «هر مقاربتى، تجاوز جنسى است.» و نيز هزاران وبسايت ديگر كه بيزارى از مردان را ابراز مىكنند- همگى گواه بر اين پيشرفت تأسفانگيز هستند. با وجود اعتراضهايى كه برخلاف آن وجود دارد، فمينيستهاى بسيار زيادى هستند كه از مردان نفرت دارند و برخى فمينيستها اين تعصب شديد را صراحتاً ابراز كرده و يا مورد حمايت قرار دادهاند. حتى برخى زنان ادعا كردهاند: «شما مىتوانيد از جنسيتگرايى تنفر داشته باشيد ولى از مردان تنفر نداشته باشيد- من هرگز چنين چيزى نشنيدهام.»[١].
فمينيسم افراطگرا بهدليل تعهد اصولى خود به اصولگرايى بيولوژيكى، براى زنده ماندن در فرهنگ، دوران سختى را گذرانده و براى جذب زنان جوان جديد از بيرون حتى دوران سختترى داشته است. بهعلاوه تفسير روحبخش و غالب آن، از اين اصولگرايى در خصوص بيولوژى مردانه مورد سرزنش قرار گرفته، چون فمينيسم را ناتوان ساخته است، البته اگر به آن خاتمه نبخشيده باشد.
فمينيسم روانكاو و فمينيسم اگزيستا نسياليست به دلايلى كاملًا متفاوت، منفور شدهاند. اولى يعنى فمينيسم روانكاو، به الهامات فرويد مىپرداخت.
[١] - وى مىافزايد،« در سفرهايم، شاهد صحنههاى زيادى بودم كه حضار، زنان بودند و در آنجا، مردان فقط به دليل جنس خود، مسخره مىشدند، هدف فحش و ناسزا قرار مىگرفتند يا به آنها حمله مىشد.»