عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١٠٧

اصلى مشروعيت اين نابرابرى مى‌بينند. علت اصلى اين تبعيض در علم و محصولات آن از جمله تكنولوژى و طب نوين، جنسيت‌گرايى اجتماعى- سياسى است. پس فمينيسم در موج دوم تكامل يافته و به چيزى تبديل شده كه اساساً با اجداد خود متفاوت است.

اول آنكه فمينيست‌هاى موج دوم همه مزاياى حقوق برابر را مى‌خواهند- قوانين و مقرراتى كه حداقل آزادى برابر را ارائه مى‌دهد تا اهداف خود را بدون خشونت دنبال كنند، برخوردارى مساوى از ضروريات زندگى، فرصت‌برابر براى توسعه و استفاده كامل از استعدادهايشان، برابرى حقوق سياسى و مدنى و غيره- اما همه اينها را بدون تعريف «مردانه» از برابرى مى‌خواهند. دوم آنكه فمينيست‌هاى موج دوم براى اين خواسته‌ها برابرى را كه تحت عنوان «برابرى با مردان» تعريف مى‌شود، نمى‌خواهند. بالاخره آنها به‌خودِ ساختار برابرى برگشته‌اند، يعنى فمينيست‌ها اصرار دارند كه جهان از نقطه‌نظر زنان ديده شود. برابرى در تحليل نهايى، نمى‌تواند هم براى مردان و هم براى زنان برابر باشد و فمينيسم از اصول برابرى فردى، به‌سوى پذيرش تقسيم جنس- نقش در جامعه حركت كرد.

با اين حال براى برخى زنان، «برابرى به عنوان تفاوت» امرى ضد و نقيض به‌نظر مى‌رسيد. آنها از پذيرش حرف دوگانه فمينيست‌ها خوددارى كردند و مى‌خواستند كه «برابرى» دوباره به معناى «برابرى» باشد.

فمينيسم مبنى بر تفاوت به‌جاى جنگيدن شاخ به شاخ، حالت تدافعى به خود گرفت. زنان اگر در مورد كوچك‌ترين ابعاد فمينيسم استدلال‌