عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٤
شخصى كه مردان و زنان در همه بخشهاى زندگى بهعنوان اعمال مربوط به جنس انجام مىدهند، همان چيزى است كه تحت عنوان «آگاهى انگيزى» شخص شناخته مىشود. مطابق فمينيسم جنسى، رسيدن به «آگاهى» تنها شرط لازم و كافى براى ورود به انجمن (جنبش) زنان شده است.
متأسفانه تعيين اينكه چه كسى به آگاهى دست يافته و چه كسى به آن دست نيافته، مسأله بسيار پيچيدهاى شده است. در يك طرف طيف «آگاهى»، موارد آشكارى مثل خانم مارتا استوارتسكو وجود دارد كه هيچ وقت خودآگاه نبوده چه برسد به اينكه از نيروهاى اجتماعى و سياسى كه زندگى او را تا حدى كنترل مىكنند، آگاه باشد. اين بدان معنا نيست كه چنين زنانى «آگاهى» را درك نمىكنند يا از آن برخوردار نيستند، فقط بدين معناست كه آنها بايد با شخصيت واقعى خودشان روبرو شوند. اگرچه به نظر مىرسد كه امروزه چنين زنانى فقط در عالم فرض وجود دارند، بسيارى از فمينيستها ادعا مىكنند در برخى از جمعيتهاى اقلّيت ايالات متحده و نيز در سرتاسر جهان سوم، وجود چنين زنانى، عادى است[١].
البته در طرف ديگر اين طيف، عضو انجمن علمى فمينيسم قرار دارد كه فقط در حيطه فمينيسم جنسى فعّاليت مىكند. او زنى است كه تحقيق مىكند، مىنگارد، آموزش مىدهد، برگهها را تصحيح مىكند، با دانشجويان تعامل دارد، با همكارانش رفت و آمد دارد و زندگى شخصى
[١] - اين يكى از علل اصلى تدوين فمينيسم چند فرهنگى يا جهان سوم بود.