عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٧

زنان باشد.[١] اين واقعيت كه اين دو واژه در جامعه ما اغلب به جاى هم استفاده مى‌شوند را مى‌توان از اين منظر ديد كه اين واژه با شكل‌هاى استاندارد شده‌اى مورد استفاده قرار مى‌گيرد. به‌عنوان مثال، در مدارك دولتى، اسناد پزشكى و حتى مصاحبه‌هاى افراد، جنسيت شخص پرسيده مى‌شود و سپس جعبه‌هاى مربوط به مردان را با «

M

» و جعبه‌هاى مخصوص زنان را با «F» برچسب مى‌زنند. از چنين مثالهايى پيداست آنچه كه آنها با آن سروكار دارند و مى‌خواهند بدانند، چيزى غير از جنسيت فيزيولوژيكى مراجعه كننده يا مشترى نمى‌باشد.

با آنكه به نظر مى‌رسد، قاعده كلّى اين است كه جنس و جنسيت دو واژه مختلف با معناى مشابه هستند، اكثر فمينيست‌هاى جنسى استدلال مى‌كنند؛ تمايز قائل شدن ميان بُعد بيولوژيكى جنسيت و ابعاد معين اجتماعى و روان‌شناختى آن، مهم است. به‌عبارت ديگر، در محافل فرهنگى، واژه «جنس» به معناى چيزى متفاوت از جنسيت در نظر گرفته مى‌شود چون: «جنس فقط تفاوت بيولوژيكى ميان زن و مرد نيست»، «زن و مرد فقط مقوله‌هاى بيولوژيكى نيستند»؛ يا چون «مشخصات جنسى مردانه (مثلًا مستقل، پرخاشگر، رقابت‌جو، منطقى و از لحاظ فيزيكى قوى) و زنانه (مثلًا تأثيرپذير، مهربان مشاركت‌پذير، احساساتى و از لحاظ فيزيكى ضعيف) با مشخصات جنسيتى زن و مرد، تفاوت دارند.»


[١] - جنسيت به تفاوت فيزيكى زن و مرد توجه دارد، اما جنس به جنبه‌هاى اجتماعى اين تفاوت، مى‌پردازد- مترجم.