عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١٠٣
همجنسباز]. بهعلاوه، در بيش از نيمى از موارد خشونتآميز، مشخص مىشود كه اين، زنان هستند- و نه مردان- كه آسيب اوليه يا تنها آسيب رويداد مورد نظر را مرتكب مىشوند.
با اين حال آنچه كه از همه مشكل آفرينتر است، اين مىباشد كه آسيب، فقط به معناى حمله فيزيكى نمىباشد. زن آسيبديده زنى است كه مكرراً در معرض رفتار فيزيكى يا رفتار روانى مرد قرار مىگيرد تا مجبور شود كارى را براى او انجام دهد. بهنظر مىرسد منظور فمينيسم از «جنگ» در خشونت داخلى خانگى، «جنگ عليه مردان» بوده است.
يكى از موارد آشكار تمايل به متفاوت بودن (نه برابرى با مردان) تبعيض تجاوز جنسى در فمينيسم است. با وجود گزارشات پيچيده و حتى اعترافات زنان در مورد دروغهايى كه در مورد تجاوز جنسى و علتهاى آن گفتهاند، اكثر فمينيستها از اين نظريه كه زنان مىتوانند در خصوص سوء استفاده دروغ بگويند تا سود ببرند، دلخور هستند.
اگر چه فمينيستها ادعا مىكنند كه به رفتار برابر طبق قانون علاقهمند هستند، وقتى مسأله، بدن زنان باشد- در جنگ، در كار، يا مسابقه- اين تفاوت است كه حاكم است. فقدان آشكار تعهد به برابرى واقعى در موارد زيادى ديده مىشود. از جمله اينكه فمينيستها هرگز اصرار نكردند، قانون (كه رابطه جنسى با شريك زن نابالغ را غيرقانونى مىداند) آنقدر گسترش پيدا كند كه شامل رابطه جنسى با شريك مرد نابالغ هم بشود. در عوض آنها در دو دهه اخير براى بازسازى تعريف تجاوز جنسى تلاش كردهاند تا آن را