عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١٠٢
بهنظر مىرسد كه وقتى برابرى به معناى تقسيم مساوى خطر و آسيب جدى يا مرگ باشد، فمنيستها و استدلالهاى آنها براى برابرى واقعى هيچ كجا يافت نمىشود اين تفاوت است نه برابرى كه ارج نهاده مىشود.
اين تعهّد جنون مانند فمينيستبه تفاوت را در زندگى شخصى نيز مىتوان ديد. اگر زنان در واقع خواستار برابرى باشند، اين شانس را از دست مىدهند كه در محل كار متفاوت از مردان ديده شوند، مثلًا وقتى كه به علت باردارى، نگهدارى از بچه يا هر دليل ديگرى، نياز به مرخصى دارند.
با آنكه ٩٤ درصد از افرادى كه در محل كار كشته مىشوند، مرد هستند و ٩٠ درصد افراد بىخانمان نيز مرد هستند و مردان نيز هميشه ٧ تا ٨ سال زودتر از زنان مىميرند [صرفنظر از نوع مرگ]، بهنظر نمىرسد كه فمينيسم به هيچ يك از اين نابرابرىها، علاقهمند باشد. فقط مىتوان نتيجهگيرى كرد كه با وجود موضعگيرىهاى فمينيسم براى برابرى اين تفاوت است كه براى زنان مؤثر واقع مىشود.
بهعلاوه، اگر زنان برابر ديده شوند، اين فرصت را از دست مىدهند كه از لحاظ اخلاقى، با ارزشتر از مردان ديده شوند، يعنى وقتى قرار است به خاطر نوعى سوء استفاده جنسى يا فعاليت جنسى، مسئوليتى پذيرفته شود، بىگناه ديده شوند. فمينيستها ديگر نمىتوانند ادعا كنند كه خشونت فقط در روابط غيرهمجنسها اتفاق مىافتد و روابط زنان همجنسباز مصون است. در واقع، آمارها نشان مىدهند كه بسيار بيشتر از آنچه مردان به زنان آسيببرسانند، خود زنان به خودشان آسيب مىرسانند [مثلًا در روابط زنان