عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١٤٤
و در طولانىمدت حتى بدبختتر مىشوند. او به آنها مىگويد كه «هر چقدر افسانههاى جديد بهوجود آيند، مجازات وضع شود، فرصتها از دست برود يا تنزل و سقوط تحميل شود، هيچ كس نمىتواند از زن آمريكايى، عدالت جنبشاش را بگيرد.» مهم نيست كه چه قدر خسته و نگران است، او بايد ترسى نشان ندهد و مبارزه فمينيسم را ادامه دهد.
مارى لين فرنچ نويسنده «مجال زنان»، كتاب «جنگ عليه زنان» را در سال ١٩٩٢ منتشر كرد و استدلال كرد كه «برعكس ظواهر، مردان، زنان را شكار مىكنند و با آنها در جنگ هستند. مردان به زنان رشك مىبرند- به قدرتشان، خصوصاً قدرت توليد مثل.»
از آنجا كه مردان با حذف كردن زنان يا حفظ آنها به طور ظاهرى نيت خود را پنهان مىكنند، ما بايد با نگاهى به اثرات، اهداف آنها را آشكار سازيم. ممكن است برخى اعتراض كنند كه اين اثرات شايد تصادفى يا اتفاقى باشند، يا بدون قصد بهوجود آيند اما اين نمىتواند تصادف باشد كه در همهجاى دنيا، يك جنس به جنس ديگر آسيبمىرساند، آيا نوع بشر مىتواند بقا داشته باشد وقتى نيمى از آنها، مرتباً ديگرى را شكار مىكنند؟
مردان بهصورت يك طبقه- مردان برگزيده و طبقه كارگر- همچنان به دنبال راههايى براى شكست دادن فمينيسم هستند، از طريق باطل كردن يا از بين بردن پيروزىهاى آنها، محدود كردن اشتغال براى آنها يا برپا كردن جنبشهايى كه هدف آنها، بازگرداندن زنان به وضعيت انقياد است.