عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٩

صفحات اين است كه تفاوت بيولوژيكى زن و مرد با تفاوت آنها از لحاظ جنبه‌هاى اجتماعى و نقش‌هاى اجتماعى فرق دارد و اين تفاوت بايد مدّ نظر گرفته شود- مترجم.)

جنسيت، بنا به گفته برخى فمينيست‌هاى جنسى، هر چند كه يك «تمايز بيولوژيكى» بود، «با جنس، كه يك ساختار اجتماعى بود، ادغام شد، به نحوى كه ممكن بود (تخريب شود)».

با اين حال، چنين جنبشى، مشكل‌آفرين است. اگر «تخريب» ساختارهاى اجتماعى اين قدر ساده است، اگر زن و مرد مى‌توانند به آسانى و به‌طور كامل، نقش‌هاى جنسى را تغيير دهند، پس تعهدات جنسيت‌گرايى فمينيسم جنسى، صرفاً نمايشى غلوّآميز و پرشور است. به همين دليل است كه جنس نبايد با «سبك زندگى» اشتباه گرفته شود، چون سبك زندگى يعنى چيزى كه بنا به خواست شخص، انتخاب مى‌شود يا كنار گذاشته مى‌شود ... نه يك كاغذ [لوح‌] سفيد براى تمايز زندگى مرد و زن به شيوه‌اى قديمى.

پس در تحليل نهايى، اكثريت فمينيست‌هاى جنسى مجبورند ادعا كنند، با آنكه جنس بايد متمايز از جنسيت باقى بماند، بايد به گونه‌اى ساختاربندى شود كه واقعى باشد. جنس را مانند نژاد و طبقه اجتماعى نمى‌توان به‌طور ارادى انتخاب كرد.

پس برمى‌گرديم به جايى كه شروع كرديم، در حالى كه مى‌دانيم فمينيسم جنسى اصرار دارد كه بايد بين جنس و جنسيت تفاوت وجود داشته باشد- تفاوتى كه مانند شورباى گلديلاك، زياد داغ نيست و زياد سرد هم‌