عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٢٨
اين رابطه عشق- تنفر با نظريههاى بسيار جنسيتگراى فرويد خصوصاً نظريههاى «تنفر از اندام جنسى مردانه»- فمينيستها را بر آن داشت تا انكار كنند كه بيولوژى، شخصيت را تعيين مىكند. چنين فمينيستهايى، از تعهد افراطى به بدن اجتناب مىكردند و در عوض توانايىهاى فرهنگى و تجربى را كه هويت جنسى و رفتار زنان را شكل مىداد، مورد تأكيد قرار مىدادند. هر زنى براى اينكه واقعاً آزاد باشد، بايد بفهمد، آنچه كه مانع پيشرفت او شده بيولوژى او نبوده است بلكه روح و روان او بوده است؛ پس زن با چنين ادراكى، مىتواند به خودش فكر كند، بنابراين فمينيسم اگزيستا نسياليست متولد شد.
با استفاده از فلسفههاى ژان پل سارتر و سيمون دوبوآر، به فمينيستها گفته بودند كه اگر مىخواهند به آزادى واقعى دست پيدا كنند، بايد در مورد خود و خودآگاهى، شناخت جديدى پيدا كنند. فمينيستهاى اگزيستا نسياليست با استفاده از نظريههاى پيچيده فلسفى درباره «خويشتن»، «ديگران»، «هستى» و «پوچى» سعى مىكنند به زنان يادآورى كنند كه هدف زندگى اين است كه همه تلاش كنيم شخصى باشيم كه بتواند آزاد باشد و بدين وسيله زنان را آزاد كنند. به دست آوردن اين «آزادى» براى زنان، با توجه به بيولوژىشان و سازمان و ساختار اجتماعى حاضر، دشوار است. اما غلبه بر چنين موانعى، قطعاً غيرممكن نيست.
با اين حال دوبوآر به ما يادآورى مىكند كه هر چند ما مىتوانيم (و بايد) شخصيت خودمان را شكل دهيم، در خصوص مكان و زمان رخ دادن