عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٨
متأسفانه همه فمينيستهاى جنسى، با «متمايز» بودن چنين ويژگىهايى، موافق نيستند. برخى موضع متعادلى اتخاذ مىكنند و ادعا مىكنند كه «سيستم جنسى» با مهم تلقى كردن تفاوت جنسيتى، جنسيت را اساس خود قرار مىدهد. اما منظور من از مردانگى و زنانگى، فقط مردان و زنان نيستند، بلكه منظورم زنان يا مردان يا موجودات ديگر، تا اندازهاى كه مؤنث هستند يا مذكر، مىباشد.
نظريههاى افراطىترى هم وجود دارند. بهعنوان مثال، برخى فمينيستهاى جنسى ادعا مىكنند؛ تفاوت ميان اين دو آنقدر «اساسى» است كه اين احتمال عجيب و حيرتآور را بهوجود مىآورد كه مرد و مردانگى (خصوصيات مردانه) بدن زن را به عنوان بدن مرد نشان مىدهد. زن و زنانگى، بدن مرد را به عنوان بدن زن نشان مىدهد. چنين حركتى، ادعاهاى جنسيتگرايى نسبت به زنان را هم عجيب و هم از لحاظ سياسى مشكل آفرين مىسازد. لذا مشخص نيست كه اگر بدن زن مطرح نيست، پس چه چيزى در زن وجود دارد كه او را هدف نمايان تبعيض قرار مىدهد. (منظور اين است كه گاهى اوقات خصوصيات مردانه آنقدر در يك زن زياد است كه او را مىتوان به عنوان مرد در نظر گرفت و بالعكس و ديگر جسم مطرح نيست- مترجم.)
مسأله ديگرى كه آن هم مشكل آفرين است، اين ادعاست كه اين تمايز اختيارى و مطلق است و كاملًا مستقل از جنسيت، توسط نيروهاى اجتماعى كه صرفاً وابسته به فرهنگ هستند، تحميل مىشود. (مفهوم اصلى اين