عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٣٠

از آنجا كه فمينيسم يك نظريه توضيحى به‌نظر مى‌آيد، فمينيست‌هاى پسامدرن نگران هستند كه فمينيسم نيز براى توضيح دادن در مورد اينكه چرا به زنان ظلم مى‌شود، يا در مورد ده گامى كه همه زنان بايد براى بدست آوردن آزادى واقعى بردارند، در معرض خطر باشد. از آنجا كه فمينيست‌هاى پسامدرن، فرضيه‌هاى سنّتى درباره حقيقت و واقعيت را رد مى‌كنند، مى‌خواهند كه در نوشته‌هاى خود از همه مثال آورى‌هاى مجدّد تفكر فالو لوگوسنتريك، كه پيرامون واژه مجرّد «لوگو» مى‌چرخد و به معناى «مرد» است، اجتناب كنند.

به عبارت ديگر، با فرض اينكه همه شكل‌هاى فوق‌الذكر فمينيسم مستلزم اين باشند كه فرد طبق محدوديت‌هاى خاصّى كه توسط فرهنگ «مردانه» غربى به ما ارائه شده، فكر كند- مثلًا نظرياتى مثل يگانگى، عدالت، راستى، بى‌طرفى، آزادى، حقيقت، واقعيت، واقع‌بينى، خويشتن، ديگران، آزادى، و غيره- بدون در هم شكستن اين ساختارها، راهى براى آزاد شدن از زنجيرهاى سلطه مردانه، وجود نخواهد داشت. حتى همان عمل تلاش براى متناسب كردن فمينيسم‌ها- هرگونه فمينيسمى- با هر يك از مقوله‌هاى بالا در برخى سطوح، تبعيض مردانه را ثابت مى‌كند. بنابراين فمينيست‌هاى پسامدرن با عدم متمركز ساختن، شكل دادن و پيوند زدن تفكرات جداگانه با يك حقيقت متّحد و انعطاف‌ناپذير، ادّعا مى‌كنند كه با عقايد پدرسالارى مخالفت مى‌كنند.