عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٤٣

چنين مواردى مى‌توان نشان داد. به‌علاوه، حتى اگر اين درست بود كه اين موارد آزمايشى در واقع «پديده مجزايى» را نشان مى‌دادند كه تحت عنوان جنس شناخته مى‌شود. اين بدان معنا نيست كه بايد فرض كنيم اين پديده، داراى قدرت تكاملى است تا همواره معادل پديده بيولوژيكى جنسيت در نظر گرفته شود، چه برسد به اينكه مهم‌تر از آن باشد. حقيقت امر اين است كه به‌نظر مى‌رسد شواهد روانشناسى تجربى ادعا مى‌كنند كه ويژگى‌هاى جنسيتى، غالب هستند.

با اين وجود، محققان، همچنان «نقش جنسى» و حتى «برترى جنسى» جنسيت را- البته اگر نگوييم «هويت جنسى» شخصى- به‌عنوان چيزى كه تغيير آن فقط با پرورش و تربيت فرد- ساختار اجتماعى محيطهاى اجتماعى و خانوادگى فرد- امكان‌پذير است، تلقى مى‌كنند.

هم ضعف تجربى اين عقيده و هم خطرات حرفه‌اى و سياسى اين گستاخى، در يكى از موارد دو جنسى مصنوعى، آشكار شد. در اين مورد كه سنديت آن كامل است، يكى از پسرهاى دوقلو، دچار ختنه بدشكل شد. سپس، به‌خاطر اختگى كامل، باز هم تحت عمل جراحى قرار گرفت و تغييراتى در وى ايجاد شد و درمان شيميايى او با استروژن انجام شد و والدين و پزشكان او را مجبور كردند كه دوران جوانى را به صورت يك دختر بگذراند، تا اينكه در هنگام بلوغ، اصرار كرد كه بداند در مورد او چه اشتباهى صورت گرفته است. به مدت چند سال، اين مسأله در چندين كتاب تحقيقات زنان وجامعه‌شناسى به‌عنوان مدرك قدرت و سلطه پرورش و