عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٨٧

به زودى كاميابى شخصى، كاميابى شغلى و سياسى در پى هم آمدند. و سرتاسر دهه شصت، دو سوم كارگران جديد، از ميان زنان بودند. آنها سعى مى‌كردند تا مشاغل جديدى به‌دست آورند، نه اينكه مانند قبل، فقط يك نيروى كار ذخيره به حساب بيايند. ديگر طبق قوانين و اصلاحيه‌هاى جديد در اشتغال تبعيضى وجود نداشت و افراد طبق قانون، از حمايت مساوى برخوردار مى‌شدند- بدون توجّه به جنسيت- و براى كار مساوى حقوق مساوى دريافت مى‌كردند. اما اين قانونگذارى‌ها هم هنوز براى فمينيست‌ها كافى نبود.

فمينيست‌ها عقيده داشتند، زنان طبقه‌اى هستند كه مورد ظلم و تعدى قرار گرفته‌اند. ظلمى كه تمام سطوح زندگى آنها را تحت تأثير قرار مى‌دهد. آنها مردان را عامل ظلم خود مى‌شناختند. آنها بر اين عقيده بودند كه «مردان از برترى مردانه، مزاياى اقتصادى، جنسى و روانشناسى برخودار مى‌شوند؛ همه مردان به زنان ظلم مى‌كنند.» و به تدريج آنها نفرت خود را از مردان آشكار ساختند. البته اين نفرت آشكار از مرد، هنجار نبود. با اين وجود، اين نوع رفتار افراطى به برخى زنان ضربه زد و «آگاهى» فمينيستى به چند صورت از «آگاهى‌هاى» فمينيستى تبديل شد كه هر يك درباره زن، مرد، روابط ميان اين دو [خصوصاً رابطه جنسى‌] و مهمتر از همه، ماهيت «برابرى» تفكر كاملًا متفاوتى داشتند.

براى اكثر فمينيست‌هاى دهه شصت، فمينيست‌بودن به معناى خواستن برابرى بود. پس از دهه شصت، اين قضيه، ديگر درست نبود. گاهى اوقات،