عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٥٣
تاكوويل، به شدت تحت فشار قرار گرفت تا پى ببرد كه چرا برابرى صورت مثبتى به خود گرفته است). در يكى از فصلهاى دموكراسى در آمريكا»- فصلى با نام چرا ملل دموكراتيك علاقه شديدتر و پايدارترى به برابرى نشان مىدهند تا به آزادى؟ دىتاكوويل اظهار مىدارد: آزادى در دنيا و در دورههاى مختلف و با شكلهاى متفاوتى پديدار شده است؛ منحصراً به هيچ وضعيت اجتماعى مقيد نبوده است و محدود به دموكراسى نيست. بنابراين آزادى نمىتواند ويژگىمتمايز دورههاى دموكراتيك باشد. اين حقيقت مهم، برابرى موقعيت است؛ اشتياق و احساسات حاكم مردان در آن دورهها، بخش اصلى اين برابرى است. نپرسيد كه مردان دورههاى دموكراتيك در برابر بودن، چه جاذبه فوقالعادهاى پيدا مىكنند، يا چه دليل خاصى براى اين وفادارى سرسختانه به برابرى و نه ديگر مزيتها و برترىهايى كه جامعه به آنها عرضه داشته، دارند؟ برابرى ويژگىمتمايز دورهاى است كه آنها در آن زندگى مىكنند؛ اين موضوع براى توضيح اينكه آنها آن را به بقيه دورهها ترجيح مىدهند، كافى است.
هرچند كه بخش اعظم كار او كاملًا توصيفى است، وى هشدار مىدهد: ضررهايى كه گاهى اوقات آزادى با خود به بارمىآورد، بلاواسطه و مستقيم هستند؛ براى همه آشكار است و همه كمابيش تحت تأثير آن قرار مىگيرند. ضررهايى كه برابرى بيش از حد به وجود مىآورد، به تدريج آشكار مىشوند؛ به تدريج به چارچوب اجتماع رخنه مىكنند؛ آنها فقط گهگاه ديده مىشوند و در لحظهاى كه به اوج مىرسند، عادت باعث مىشود كه ديگر احساس نشوند.