عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٥٠

با اين حال متأسفانه، برابرى قانونى تنها يكى از چند شكل برابرى است كه اكنون در محافل سياسى و اجتماعى، شناخته شده است. به‌عنوان مثال، طبق گفته استانلى بن «سه روش براى استناد برابرى وجود دارد- توصيفى، سنجشى و توزيعى- و البته اين سه جدا از يكديگر نيستند.» در خصوص فمينيسم، به‌نظر مى‌رسد اين واژه به تعداد فمينيست‌هايى كه وجود دارند، معانى بسيار مختلفى داشته باشد. با اين وجود، همه آنها تاريخچه مشتركى دارند.

افلاطون، تفاوت قائل شدن (در خصوص درجات برترى انسانى) به جاى شباهت ميان افراد را مهم‌ترين چيز مى‌دانست. بنابراين، اصل برابرى او كه بعداً به‌طور مستقيم توسط ارسطو بيان شد، اين بود: «برابرها بايد برابر تلقى شوند و نابرابرها، نابرابر ... بى‌عدالتى وقتى به‌وجود مى‌آيد كه برابرها، نابرابر تلقى شوند و نابرابرها، برابر تلقى شوند.» اين [مسأله‌] تحت عنوان برابرى «رسمى» شناخته شده است.

اگر چه نظريه برابرى رسمى مدتى طولانى در حدّ اعلى حفظ شد، استعمار دنياى جديد (نيمكره غربى آمريكا) انگيزه‌اى براى فلاسفه سياسى و اجتماعى بود تا حداقل درباره ساختارهاى جديد برابرى، نظريه‌پردازى كنند، البته اگر آن را به مرحله اجرا نگذارند. به‌عنوان مثال، از نظر هابز، همه مردان، خودخواه، خشن و در معرض خطر دائم به‌دنيا مى‌آيند. ترديدى وجود ندارد كه اساساً همه نسبت به سختى‌هاى محيط به يك اندازه حساس و در معرض خطر هستند. همه انسان‌ها در محيط مشابهى متولد مى‌شوند. در