عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٤٦
خود شخص نيز بىرحم است. ماهيت واقعى شخص مدل- حريم خصوصى او، زنانگى او و روحيه او- براى خوشى و لذت غريبههايى كه اين قدرت را دارند، هرطور بخواهند در مورد او فكر كنند، عرضه مىشود ... بىرحمانهترين پياماين نوع تصاوير اين است كه زنانى كه آن را مىبينند، پست هستند، مردانى كه به آن نگاه مىكنند، بىكفايت هستند. «به من نگاه كنيد، شما نمىتوانيد مثل «من» باشيد، به من نگاه كنيد، شما نمىتوانيد مرا داشته باشيد.»
به نظر مىرسد وقتى جنس زنانگى، تحت بهترين شرايط به طور نامحسوس انكار مىشود، در بدترين شرايط آشكارا توسط فمينيستها بدنام مىشود و مسأله كاربرد سياسى آن بايد مجدداً مورد توجه قرار گيرد.
آنچه كه از انتقادات فمينيستها از زنانى كه فوقالعاده زنمنش هستند، جالبتر است. اين واقعيت است كه تجلّى جنس زننما در مردان پذيرفته و مقبول است. البته هم مردان عادى و هم مردان همجنس خواه، از لحاظ نقشهاى مردانه يا حتى نقشهاى فوقالعاده مردانه خود، طبيعى در نظر گرفته مىشوند. اما جالب اين است كه مردان همجنسخواه حداقل توسط اكثر فمينيستها، از لحاظ نقشهاى فوقالعاده زنانه خود نيز، پذيرفته و مقبول هستند. بهعنوان مثال، زن منشى رو پاول نه تنها براى فمينيستها قابل تحسين نيست بلكه ادعا مىشود كه چنين مردانى در تعريف جنس زن نقش مؤثرى ايفا مىكنند.»