عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٤١

البته چنين شواهدى به خودى خود كاملًا مشكل‌آفرين هستند. يكى از دلايل آن، اين است كه وقتى فرض مى‌شود، جنسيت و جنس، پديده‌هاى مجزايى هستند كه ايجاد نشده‌اند بلكه در عوض كشف شده‌اند. حدس اينكه جنس در واقع چه نوع «پديده‌اى» مى‌باشد، دشوار است. آيا پديده‌اى است كه از لحاظ تجربى قابل آزمايش است، يعنى چيزى كه بتوان آن را ديد، بوئيد، چشيد، يا لمس كرد؟ اگر چنين است، من سخت كنجكاو هستم كه بدانم پديده‌هاى بيولوژيكى درون بدن يك ارگانيسم كه از لحاظ تجربى قابل آزمايش هستند، چگونه مى‌توانند از همه چيزهاى ديگر درون بدن همان ارگانيسم، كاملًا مجزا باشند؟ بيولوژى نوين به ما مى‌گويد، هر چيزى كه روى اين سياره وجود دارد، با همه چيزهاى ديگر رابطه ناگسستنى دارد؛ قطعاً، هرگونه تلاش براى گسستن رابطه ميان «پديده‌هاى» درون بدن يك ارگانيسم، كارى بى‌نهايت سخت و دشوار مى‌باشد. علاوه بر آن، طب نوين ثابت مى‌كند كه اكثر كروموزوم‌هاى ما، رابطه پيچيده‌اى با هم دارند. برخى خصوصياتى كه به نظر مى‌رسد با خصوصيات جنسيتى فرد، هيچ رابطه‌اى ندارند، مثل كور رنگى سبز/ قرمز، در واقع به جنسيت ارتباط دارد. در پس، تفاوت در

DNA

بين مرد و زن فقط ٣ درصد است، اما همين درصد ناچيز خود را در تك تك سلول‌هاى بدن ما آشكار مى‌سازد.[١]


[١] - همانطور كه يكى از دانشجويانم خاطرنشان كرد،( خانم چريل فتيزجرالد)، اين واقعيت را مى‌توان در اكثر كتاب‌هاى بيولوژيكى اثبات كرد.