عريان كردن فمينيسم

عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ٤٠

نيست، بلكه به اندازه (متعادل) است- اما هنوز هم واقعاً نمى‌دانيم كه منظور از «به اندازه بودن» چيست. متأسفانه فمينيست‌هاى جنسى بايد باز هم از ساختار اصلى خود: يعنى جنس، آگاه باشند. به عقيده من اين [موضوع‌] پژوهشگران معاصر را حداقل كمى بدگمان مى‌كند. در كنگره جهانى سازمان ملل پكن در سال ١٩٩٥ پيرامون مسائل زنان، گزارش شد، حتى يكى از شركت‌كنندگان هم نمى‌دانست «جنس» را چگونه تعريف كند.

با اين حال، نه تنها در محافل آكادميك نشانه‌اى از شك و ترديد وجود ندارد بلكه تمايز ميان جنس و جنسيت، بخشى از زندگى روزمره فرهنگى است، به حدّى كه فمينيست‌هاى جنسى، حضور و اهميت جنس را در همه عرصه‌هاى زندگى پژوهشى و آموزشى خود حس مى‌كنند و چنين حسّى، اكنون بدون اينكه مورد بحث و بررسى قرار گيرد، باقى مى‌ماند. با اين حال، اين تفكر نه تنها نظريه‌پردازى را تحت تأثير قرار مى‌دهد بلكه گاهى اوقات، زندگى افراد را در درون و بيرون آكادمى كنترل مى‌كند.

به‌عنوان مثال، يك دسته از فمينيست‌هاى جنسى ادّعا مى‌كنند؛ اين «واقعيت» وجود دارد كه جنسيت بيولوژيكى با جنس اجتماعى رابطه چندانى ندارد- البته اگر رابطه‌اى داشته باشد- «واقعيتى» كه شواهد تجربى، آن را تأييد مى‌كنند. تحقيقات مربوط به بچه‌هاى دوجنسى، كه در هنگام تولد، تعيين جنسيت آنها دشوار است نيز شواهدى را ارائه مى‌دهد مبنى بر اينكه جنسيت و جنس، پديده‌هاى مجزايى هستند.