عريان كردن فمينيسم - كلاين، الن آر؛ مترجم طاهره توکلي - الصفحة ١٢٢
توانايى پرداخت، دانشگاهها بهطور روز افزون به جاى اينكه از تيمهاى زنان حمايت كنند، حمايت خود را از تيمهاى ورزشى مردان كم كردند. مشخص نيست كه چگونه اين نوع فعاليت فمينيستى به نفع افراد خصوصاً زنان است. هر چند كه آموزش عالى زمينه گسترش اين نوع جديد و قدرتمند فمينيسم بود اما اكنون آموزش ابتدايى و متوسطه را هم آلوده كرده است.
سامرز در كتابش، «جنگ عليه پسران»، استدلال اين عقيده فمينيستى را كه «از دوره كودكستان تا دوره متوسطه دختران در كلاسها آسيب مىبينند.» مستندسازى مىكند. برعكس، سامرز استدلال مىكند كه دقيقاً برعكس آن درست است و پسران هستند- و نه دختران- كه مرتباً آسيبمىبينند.
اين تصور نادرست نيز با «موج دوم» شروع شد. اما با كتاب كارول گيلى گان با عنوان «با صدايى متفاوت» به فمينيسم پيوست و بخشى از فمينيسم شد. گيلىگان ادعا كرد كه از لحاظ تجربى، طرز فكر دختران در مورد مسائل اخلاقى با طرز فكر پسران فرق مىكند. به ادعاى گيلى گان، در دختران احتمال بيشترى وجود دارد كه از روى قراين فكر كنند و احساسات خود را نيز (به جاى منطق) دخالت دهند. اما گيلى گان به جاى اينكه اين مسأله را دليل نابالغى اخلاقى دختران ببيند (چون گيلىگان نشان داد كه در دختران اين احتمال بيشتر وجود دارد كه در هنگام هيجان تصميمات اخلاقى بگيرند و فقط به شرايط خاص خودشان فكر كنند.) و يا به جاى اينكه آنان را ناتوان در استدلال ببيند تا اين رفتار اخلاقى را به وسيله منطق