حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٩١
گزيده مطالب اين فصل
١. اعلاميه جهانى حقوق بشر كه مشتمل بر ٣٠ ماده مىباشد در ٨ ماده اصل تساوى و برابرى انسانها را گاه به صورت «تساوى قانونى» و گاه به صورت «تساوى در برابر قانون» مورد توجه قرار داده است.
٢. برابرى در حيثيّت و كرامت انسانى، نفى هر گونه تبعيض از نظر نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسى، وضع اجتماعى، ثروت و يا هر موقعيت ديگر مورد تأكيد اعلاميه جهانى حقوق بشر قرار گرفته است.
٣. منشأ كرامت و شرافت انسان، خلقت ويژه او و دميدن روح الهى در پيكر اوست. عقل ووجدان گرچه امتياز بزرگى براى انسان محسوب مىشوند، هر انسان عاقلى، شريف نيست. جنايتكاران بزرگ تاريخ معمولًا از ضريب هوشى بالايى برخوردار بودهاند.
٤. آدميان گرچه از حيث شرافت و كرامت در اصل خلقت با هم برابرند، اين حق براى انسان تا جايى وجود دارد كه خود براثر خيانت و جنايت به شرافت خويش لطمه وارد نسازد. شرافت امرى زايل شدنى است و نيازمند مراقبت و حفاظت بايسته مىباشد.
٥. اسلام براى انسان علاوه بركرامت ذاتى به كرامت اكتسابى معتقد است. مفاد «و لَقَد كرمّنا بنى آدم ...» دلالت بركرامت ذاتى، و مفاد «انّ اكرمكم عنداللَّه اتقاكم» دلالت بر كرامت اكتسابى مىكند.
٦. كرامت ذاتى، غير ارادى، ولى كرامت اكتسابى ارادى و اختيارى است. كرامت ذاتى، كرامتى عام است، ولى كرامت اكتسابى به افراد خاصى تعلق مىگيرد. ارزش و جايگاه كرامت اكتسابى برتر از كرامت ذاتى انسان است و بر همين اساس نمىتوان به برابرى انسانها در كرامت انسانى قائل شد.
٧. از آنجا كه عدالت به معناى اعطاى حق به حقدار است، عدالت هيچ گاه به معناى برابرى و تساوى نيست.
٨. اجراى عدالت يعنى هركس را به ميزان استحقاقش دادن. انسانها باهم برابر نيستند. هنرمند و بى هنر، عالم، جاهل و خادم و خائن را نمىتوان يك گونه ديد.