حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٤
نظام سياسى نيز در درون خود پديد آورنده «نظام حقوقى» است. همچنين قدرت نهادينه شده را به كمك «قانون» تأمين و تضمين مىكند.
نظام حقوقى
لزوم وجود قوانين و مقررّات در روابط اجتماعى نياز به اثبات ندارد. نظم بخشيدن به روابط ميان انسانها، تأمين نيازمندىها، حل و فصل اختلافات، ايجاد امنّيت و از همه مهمتر تأمين عدالت اجتماعى، سبب گرديده است كه بشر از دير باز يك سلسله قوانين و مقررّات را بر زندگى اجتماعى خود حاكم گرداند.
«نظام حقوقى» به مجموعهاى از قوانين و مقررّات گفته مىشود كه به صورتى انسجام يافته با تكيه بر مبانى و منابع مشخّص و با توجه به هدف خاص تنظيم شده و بر روابط ميان اشخاص در جامعهاى معيّن حكومت مىكند.
«رشته حقوق» در هر نظام سياسى به بركت «نظام حقوقى» پديد مى آيد و البته پس از پيدايش در آن تأثير نيز مىگذارد.
ويژگىهاى نظامحقوقى[١]
به طور كلى مىتوان درشكلگيرى هر نظام حقوقى ويژگىهاى زير را مورد توجه قرار داد:
١. وجود مبانى و منابع حقوقى.
٢. قواعد عام واصول كلى.
٣. مجموعه فراگير قوانين و مقررّات كه بر قواعد عام و اصول كلى استوار است.
٤. جامعيّت، انعطاف پذيرى و قابليت انطباق اصول كلى بر موارد خاص و پاسخگويى به نيازهاى نوظهور.
٥. ضمانت اجرايى نسبت به قوانين و مقررّات و جلوگيرى از تجاوز به حقوق.
چنانكه خواهيم ديد اسلام همه ويژگىهاى نامبرده را دارا بوده، از يك نظام حقوقى منسجم برخوردار است.
[١]. بنگريد به: جليل قنواتى، نظام حقوقى اسلام، ص ٦.