حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٨٩
دلالت كند، نقش نبسته است. تقسيم كار را خود انسانها انجام مىدهند و براساس استعداد، ذوق وسليقه، علاقه و انگيزه، قدرت بدنى، فرصتهاى شغلى و دهها عامل ديگر به رقابت بر مىخيزند. يكى دانشگاهى، ديگرى نظامى و آن يكى بازارى مىشود. يكى به اداره، يكى به مزرعه، يكى به وزارت و يكى به قضاوت مىرود و ....
اين حقيقت را نمىتوان انكار كرد كه پذيرش برخى از مسئوليتها و اشتغال به برخى از شغلها و حرفهها هميشه با رضايتمندى افراد جامعه همراه نيست. اماچه مىشود كرد؟
زندگى اجتماعى، ميدان مسابقهاى است كه آدميان براى احراز موقعيتهاى بهتر مادى و معنوى به رقابت مىپردازند ودر اين مسابقه همه نمىتوانند برنده شوند. بدون شك استعدادهاو توان مردم با هم مساوى نيست و همين امر در نتيجه مسابقه تأثير سودمند يا زيانبار خواهد گذاشت. آنچه مهم است تضمين رقابت سالم و برگزارى مسابقه عادلانه است.
اين امر نيازمند تحقق شرايط زير است:
١. همگان حق شركت در مسابقه را داشته باشند.[١]
٢. فرصتها و امكانات لازم براى رقابت در اختيار افراد قرار گيرد.
٣. برگزاركنندگان مسابقه با بىطرفى كامل و دخالت ندادن حّب وبغضها به نتيجه مسابقه ملتزم باشند.
اگر مسابقهاى باشرايط ياد شده صورت گرفت به رقابت كنندگان بر حسب رتبه و مقامى كه كسب مىكنند جايزه تعلق مىگيرد.
اينك مىتوانيم به پرسشى كه در زمينه ملاك و معيار استحقاق افراد و تفاوتهاى بجا
[١]. ميدانهاى مسابقه ممكن است متعدد باشد. دراين صورت قواعد بازى لازم است رعايت گردد. شرط حضور در مسابقه دو سلامت جسمانى است و كسى كه پا ندارد، اساساً در مسابقه راه پيدا نمىكند. البته براى او ميدان رقابت ديگرى وجود خواهد داشت. بنابراين وجود شرايط خاص منافات با رقابت سالم و اصل برابرى ندارد.