حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٠١
از آنچه گفتيم مىتوان نكات زير را فهرست نمود:
١. اسلام به هر دو جنبه آزادى بيرونى (آزادىهاى اجتماعى و سياسى) و درونى (آزادىهاى معنوى) ارج نهاده است.
٢. آزادى درونى بر آزادى بيرونى تقدم دارد. زيرا با هويت انسانى گره خورده است و از آن به «آزادگى» و «وارستگى» تعبير مىشود.
٣. دو گروه از آدميان به «آزادى» جفا نمودهاند: آنان كه آزادى را فقط در آزادى بيرونى يا فقط در آزادى درونى خلاصه نمودهاند.
٤. هيچ تعارضى ميان دين و آزادى نيست. دين نه تنها فضا را بر آزادى تنگ نمىگيرد، با گشودن افقى جديد فرا روى آزادىخواهان، همگان را از هرگونه تنگنظرى و نگاه يك سويه به آزادى بر حذر مىدارد.
٥. اساسىترين حدّ آزادى، آزادگى است. براى آزادى بيرونى هيچ محدوديتى وجود ندارد، مگر آنكه به آزادگى انسان ضربه وارد سازد. ممنوعيت برخى از آزادىها تنها به خاطر صيانت از برخى ديگر از آزادىها است. نكته اصلى در تقسيم آزادىها به آزادىهاى مشروع و نامشروع در اسلام همين است.
٦. حدود ديگرى براى آزادى شمارش شده است؛ نظير شكستن حريم آزادى ديگران (آزادى تا آنجاست كه به آزادى ديگران خدشه وارد نسازد.) و اخلال در امنيت فردى و اجتماعى و ملّى و جريحهدار كردن عفت عمومى. همه اين موارد با مبانى دينى سازگارى دارد.
اگر در جايى آزادى، عفّت و اخلاق عمومى جامعه را مورد تهديد قرار دهد در حقيقت از مصاديق تقابل آزادى با آزادگى خواهد بود. اخلال در آزادى ديگران يا اخلال در امنيت نيز به موجب قاعده «لاضرر» كه از قواعد مسلّم فقهى و حقوقى اسلام و برگرفته از سنت نبوى است، ممنوع مىباشد.
نتيجه: در نظام حقوقى اسلام در همه مواردى كه آزادىهاى مدنى و سياسى مورد توجه قرار مىگيرد و ما در فصول آينده به آنها خواهيم پرداخت، معيارها و مبانى پيش گفته همواره