حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٦٨
يا تعريف و تمجيد، گاه با تأييد، گاه با موعظه و گاه با تذكّر به اشكالات و نواقص همراه خواهد بود و ممكن است علنى يا مخفى باشد.
٣. همانگونه كه اطاعت از حاكم اسلامى واجب است، نصيحت نسبت به او نيز- علاوه بر حق بودن- وظيفه است؛ هرچند نصيحت شونده را خوش نيايد. نكته بسيار حايز اهميت اين است كه حاكم و زمامدار اسلامى يا كسانى كه در رأس قدرت قرار مىگيرند از اقدامات خيرخواهانه و دلسوزانه و خالصانه مردم بهرهمند مىشوند. اگر اينگونه است، مردم نبايد از اين اقدامات، دريغ ورزند. نتيجه و ثمره نصيحت، نصيب رهبران جامعه مىگردد. به همين علت نوعى استيفاى «حق» او شمرده مىگردد.
٤. نصيحت حاكمان، جز با نظارت بر اعمال و رفتار آنان تحقق نمىيابد. نصيحت و خيرخواهى بدون آگاهى از جريان امور، حضور فعّال در عرصههاى سياسى و اجتماعى و احساس مسئوليت و دغدغه نسبت به حكومت و منافع و مصالح عمومى، امكانپذير نخواهد بود. به همين علت در نظام سياسى اسلام كه نصيحت حاكمان هديهاى از سوى مردم به مسئولان تلقّى مىشود، لازم است با اطلاعرسانى كامل و شفّافسازى امور و محرم دانستن مردم از مسايل حكومتى، فاصله ميان حكومت و مردم به حداقل ممكن كاهش يابد. نظام «امّت و امامت» به دنبال پايهريزى چنين حكومتهايى در جهان است. حاكمان در چنين حكومتى نه تنها از نقد خود برآشفته نمىشوند، براى ارشادكنندگان، اصلاح كنندگان و نظارتكنندگان خود، مرتبت و شأن ويژهاى قائلاند.
قرآن كريم دو امر مهمّ خيرخواهى و نصيحت و نيز امر به معروف و نهى از منكر را توأم دانسته است: بايد و از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.[١]
[١]. وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ. آل عمران( ٣): ١٠٤. اصل هشتم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران با الهام گرفتن از همين آيه چنين مقرر داشته است:« در جمهورى اسلامى ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وظيفهاى است همگانى و متقابل برعهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ... والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عنالمنكر.