حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١١٧
فصل دوم: حق امنيت
ارزش امنيت
منظور از مصونيّت فردى يا امنيت شخصى اين است كه فرد از هرگونه تعرّض و تجاوز مانند قتل، جرح، ضرب، توقيف، حبس، تبعيد، شكنجه و ساير مجازاتهاى غيرقانونى و خودسرانه و يا اعمالى كه منافى شئون و حيثيّت انسانى اوست مانند اسارت، تملّك و بهرهكشى و بردگى و فحشا مصون و در امان باشد.[١] بدون شك پس از حق حيات، هيچ حقّى از حقوق انسانى ارزش حق امنيّت را دارا نيست. اين حق بنيان همه آزادىهاى بشر است و با از بين رفتن آن، آزادى در هيچ بعدى از ابعاد آن معنا و مفهوم نخواهد داشت. از پيامبر گرامى اسلام نقل شده است: ارزش دو نعمت بر مردم پوشيده مانده است: امنيت و عافيت. (نعمت سلامتى و زندگى.)[٢] در اين روايت حق حيات و حق امنيت، نعمت ياد شده است. محورىترين نياز آدمى همين نياز به امنيت است. ادامه حيات آنگاه ميسر خواهد بود كه سايه امنيت بر سر انسان
[١]. منوچهر طباطبايى مؤتمنى، آزادىهاى عمومى و حقوق بشر، ص ٤٢.
[٢]. نعمتان مكفورتان، الأَمن والعافيه، بحارالانوار، ج ٨١، ص ١٧٠. در برخى از تعابير گفته مىشود: نعمتان مجهولتان: الصّحةوَالامان. در روايتى از امام صادق نقل شده است كه هركس اين ويژگىها را نداشته باشد پيوسته زندگى او ناقص، عقل او زايل و قلب و فكر او مشغول خواهد بود. اول: سلامتى بدن، دوم: امنيت، سوم: گشايش در روزى، چهارم: همسر شايسته، فرزند شايسته و دوست شايسته .... بنگريد به: همان، ص ١٧١.