حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٢٧
٣. دارالحرب: سرزمينى كه هيچ قرارداد صلحى با مسلمانان ندارد و با دولت اسلامى در حال جنگ است. اين جنگ ممكن است برقرار بوده، به صورت درگيرى نظامى باشد و يا اينكه از هر فرصتى براى ضربهزدن به منافع اسلام و مسلمين استفاده كند و يا آنكه مسلمانان در آن كشور امنيت نداشته باشند؛ نظير دولت غاصب اسرائيل.
يادآورى مىشود كه شناسايى دولتهاى دارالكفر هرگز به معناى پذيرش مشروعيت و حقانيّت حكومت آنها نمىباشد.
ج) اصول حاكم بر روابط و معاهدات
هرگاه دولتى غير اسلامى، توسط دولت اسلامى به رسميت شناخته مىشود، اين شناسايى به منزله امكان برقرارى روابط متقابل فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، سياسى و حتى نظامى مىباشد. هدف از حقوق بينالملل عمومى نيز نظم بخشى به اين روابط در قالب قوانين و مقرّرات بينالمللى است. از نظر اسلام در روابط بينالملل ضمن تاكيد بر همزيستى مسالمتآميز، دو اصل بسيار مهم لازم است مورد توجه قرار گيرد:
١. عدالت و ظلمستيزى
در روابط بينالملل از نظر اسلام، هرگونه رابطه غير عادلانه محكوم است. احكام اسلام كه بر پايه عدالت وضع گرديده است در همه روابط فردى، اجتماعى، داخلى و خارجى با ستمگرى و ستمپذيرى به شدّت مخالف است. قرآن چه رسا مىفرمايد:
اينها آيات خدا است كه آن را به حق بر تو مىخوانيم و خداوند هيچ ستمى بر جهانيان روا نمىپسندد.[١]
[١]. تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ. آل عمران( ٢): ١٠٨.