حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٠٠
|
عقل ضد شهوت است اى پهلوان |
آنكه شهوت مىتند عقلش مخوان |
|
«در روزگار ما خود آزادى نخستين و بزرگترين قربانى سوءاستفاده از آزادى است.
برهمين اساسواژه دلانگيز آزادى امروز مىتواند به «پستترين عمل» تا «متعالىترين ارزش» اطلاق شود.»[١]
همه آنان كه در افراطىترين وجه ممكن از آزادى بيرونى دم مىزنند، هيچگاه از رهايى گروى مطلق و بىقيد و شرط دفاع نمىكنند. و يا حداقل در عمل به لوازم آن پايبند نمىباشند.
اين سخن نغز از منتسكيو فيلسوف فرانسوى (١٦٨٩- ١٧٥٥) به يادگار مانده است كه در نقد كسى كه در بيان حد اعلاى آزادى غلوّ كرده است، مىگويد: «حد اعلاى آزادى آنجاست كه آزادى به حدّ اعلا نرسد.»[٢]
يك نكته كه در باب «حدّ آزادى» بسيار اهميت دارد درك اين مسأله است كه آيا آزادى هدف است يا وسيله، موضوعيت دارد يا طريقيّت. روشن است كه ليبراليسم به آزادى به عنوان يك هدف مىنگرد؛ در حالى كه اسلام به آزادگى (بندگى خداوند) به عنوان هدف مىنگرد. بديهى است تفاوت در نوع هدفگذارى تفاوت در حدود و مرزهاى آزادى را به دنبال خواهد داشت. اين سخن نيز شايان توجه و تأمل است كه: «آزادى براى انسان كمال است، ولى آزادى «كمال وسيلهاى» است نه «كمال هدفى». هدف انسان اين نيست كه آزاد باشد.
انسان بايد آزاد باشد تا به كمالات خويش برسد. انسان آزاد و مختار است، ولى آيا «چون آزاد است به كمال خود رسيده است» يا اينكه «مختار است كه كمال خود را انتخاب كند»؟ با آزادى ممكن است انسان به عالىترين كمالات و مقامات برسد و ممكن است به اسفلالسافلين سقوط كند.»[٣]
[١]. علىاكبر رشاد، دموكراسى قدسى، ١٢٥.
[٢]. منتسكيو، روح القوانين، ص ٢٩٦.
[٣]. مرتضى مطهرى، انسان كامل، ص ٣٤٦ و ٣٤٧.