حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٩٤
بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است. پس هركه بخواهد بگرود و هركه بخواهد انكار كند.[١]
در انديشه اسلامى، انسان با آزادى تكوينى در گزينش، به گزينش احسن توصيه شده است:
فَبَشِّرْ عِبَادِيالَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛[٢]
پس بشارت بده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مىدهند و بهترين آنرا پيروى مىكنند.
آزادى فلسفى و تكوينى انسان با آزادى حقوقى و تشريعى ملازم نيست. همين آزادى و اختيار براى او مسئوليت آفرين است. از نظر اسلام در بعد تشريع و انتخاب عقيده و راه و روش و مقرّرات زندگى انسانها موظّف به پذيرش دين خداوند مىباشند و در برابر قوانين الهى آزاد و رها بودن معنايى ندارد. آدميان گرچه تكويناً در گزينش هر مكتب و عقيدهاى آزادند، شرعاً موظف به پيروى از دين حق و پذيرش اسلام مىباشند. به همين سبب است كه قرآن كريم اعلام داشته است: هركه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود.[٣] اسلام اساساً دينى را جز خود به رسميت نمىشناسد.[٤] بدين ترتيب روشن مىگردد كه ميان اين آيات و آيه ٢٨٥ سوره بقره كه هرگونه اجبار و اكراه در دين را نفى مىكند، هيچ تقابلى وجود ندارد. آيه نفى اكراه در دين مربوط به آزادى تكوينى، و آيات ديگر مربوط به وظيفه
[١]. وَقُلْ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ. كهف( ١٨): ٢٩ و نيز بنگريد به: انعام( ٦): ١٠٤.
[٢]. زمر( ٣٩): ١٧ و ١٨.
[٣]. وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ( آل عمران( ٣): ٨٥).
[٤]. انّ الدين عنداللَّه الاسلام. آل عمران( ٣): ١٩.