حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٧١
گزيده مطالب اين فصل
١. دريك تحليل و ارزيابى دقيق از مجموعه تكاليف دينى مىتوان چنين نتيجه گرفت كه بازگشت همه «تكاليف دينى» به «حقوق» انسانها مىباشد. دين در مقام پاسدارى از حقوق انسانها براى آنان «تكليف» قرار داده است. در دين هر چه هست «حقوق انسان» است. تكاليف اگر به خوبى كالبد شكافى شوند همه در خدمت حقوق بشر قرار دارند.
٢. بندگى وعبوديت انسان در برابر خدا، بر خلاف بردگى انسان در برابر انسان ديگر، همان سرورى و آقايى است. زيرا اگر برده خادم ارباب خويش است و به سود او كار مىكند، بنده خدا خادم خويشتن است نه خادم خدا. هر انتظارى كه خداوند غنى قدير دارد، انتظار خدمت براى خود اوست نه براى خدا. هر چه خواسته شده، براى بشر و به نفع اوست و به همين علت سرتاسر فرمانهاى صادر شده از ناحيه خداوند در قالب «حقوق» قرار مىگيرند، نه تكاليف؛ هرچند صورت ظاهرى تكليف به خود گرفته باشند.
٣. اينكه مىگوييم بازگشت همه تكاليف دينى به حقوق انسان است، باتعيين مجازات براى متخلفان از تكاليف الهى منافاتى ندارد. زيرا باتوجه به دسته بندى حقوق به دو دسته حقوق بنيادين و اساسى و حقوق عادى، درهمه نظامهاى حقوقى براى استيفا نكردن برخى از حقوق اساسى، مجازات تعيين شده است. افراد كه حق سلامت دارند نمىتوانند اين حق را از خود اسقاط نمايند و مثلًا به اعتياد روى آورند. اديان الهى كه سلامتى معنوى انسانها را در كنار سلامت جسمانى مهم برشمردهاند براى صيانت از همين حقوق، ضمانتهاى اجرايى نظير مجازات را در نظر گرفتهاند.