حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٢٨
در همينباره قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران يكى از اصول حاكم بر سياست خارجى را اين گونه بيان مىدارد: جمهورى اسلامى ايران سعادت انسان در كل جامعه بشرى را آرمان خود مىداند و استقلال و آزادى و حكومت حق و عدل را حق همه مردم جهان مىشناسد. بنابراين در عين خوددارى كامل از هر گونه دخالت در امور داخلى ملّتهاى ديگر، از مبارزه حقطلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت مىكند.[١]
٢. عزّت،[٢] استقلال و نفى وابستگى
دولت اسلامى به حكم آيه شريف «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»[٣] موظف است به هنگام برقرارى رابطه با ساير دولتها يا سازمانهاى بينالمللى و انعقاد معاهدات دو جانبه يا چند جانبه نهايت دقت را به كار برد تا هيچ رابطه و قراردادى موجب سلطه بيگانگان بر مسلمانان نگردد.[٤] اين آيه، (آيه نفى سبيل) و نيز حديث شريف نبوى كه مىفرمايد: اسلام برتر است و هيچ چيزى بر آن برترى ندارد،[٥] بر همين اصل بنيادين تكيه مىكند. همين اصل نيز به نوعى مبتنى بر اصل عدالت و در راستاى تحقق يكى از اهداف بزرگ انبيا است.
عدالت، محورىترين مبناى حقوق در نظام حقوقى اسلام است كه بر مجموعه حقوق اجتماعى و سياسى انسانها، مسلمان يا غير مسلمان سايه مىافكند و روابط آنان و دولتهاى
[١]. اصل ١٥٤ قانون اساسى.
[٢]. وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ؛ عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است. منافقون( ٦٣): ٨.
[٣]. خداوند هرگز بر[ زيان] مؤمنان براى كافران راه[ تسلّطى] قرار نداده است. نساء( ٤): ١٤١.
[٤]. اصل ١٥٣ قانون اساسى: هر گونه قرارداد كه موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعى و اقتصادى، فرهنگ، ارتش و ديگرشئون كشور گردد ممنوع است.
[٥]. الِاسْلامُ يَعْلُو وَ لايُعْلى عَلَيْهِ.