حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٠٩
فصل سوم: فمينيسم[١]
تعريف و تاريخچه
اين واژه برگرفته از ريشهeninimeF (معادلninimeF در فرانسوى و آلمانى) است. كلمهninimeF به معناى زن يا جنس مؤنث است كه خود برگرفته از ريشه لاتينىanimeF است.
فمينيسم نظريهاى است كه به برابرى زن و مرد از جنبههاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و حقوقى معتقد است. در يك نگاه تاريخى، فمينيسم ابتدا جنبش اجتماعى زنان فرانسه و ديگر كشورهاى مغرب زمين در برابر نابرابرىهاى حقوقى، اقتصادى و سياسى بود. اصلاحات قانونى از دهه ١٨٩٠ م حق رأى همگانى مردان را به رسميت شناخت و همين امر، تبعيض ميان زنان و مردان را بيش از گذشته آشكار نمود. فمينيسم در موج اول خود كه به «جنبش حق رأى» معروف شد، به اصطلاحات حقوقى و سياسى نظر داشت و از اينرو مىتوان آن را نهضت دفاع از حقوق زنان دانست.
[١]. در زمينه فمينيسم آثار متعددى در داخل و خارج منتشر گرديده است. براى نمونه بنگريد به: جرج ريتزر، نظريه فمينيستى در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثى؛ بولتن مرجع، گزيده مقالات و متون در باره فمينيزم، مركزمطالعات فرهنگى- بينالمللى؛ آندره ميشل، پيكار با تبعيض جنسى، ترجمه محمدجعفر پوينده؛ نگاهى به فمينيزم، نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى دانشگاهها؛ فمينيزم و دانشهاى فمينيستى، ترجمه، تحليل و نقد مجموعه مقالات دايرةالمعارف روتليج، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان. مباحث اين فصل عمدتاً برگرفته از مقدمه كتاب اخير مىباشد.