حقوق اجتماعى و سياسى در اسلام - جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٩٣
بپوشانند، مىفرمايد:
ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ؛[١]
اين كار براى اينكه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختيار مردان قرار نمىدهند بهتر است و در نتيجه حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبكسر مىگردد.[٢]
حفظ حريم، هرگز به معناى محروميّت، خانهنشينى و رها نمودن فعاليتهاى اجتماعى نيست. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با اينكه مانع اختلاط زن و مرد بود، به زنان اذن حضور در ميدان جنگ مىداد.[٣] آنچه مهم است نحوه حضور در اجتماع، طرز رفتار و لباس، نوع پوشش و آرايش، چگونگى رابطه با مردان و حتى شكل و لحن سخن گفتن با آنان است[٤] كه تحريك كننده و معنادار نباشد.
علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زن يافته است اين است كه ميل به خودنمايى و خود آرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها، مرد شكار است و زن شكارچى. همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خود آرايى از حسّ شكارچىگرى او ناشى مىشود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاى بدننما و آرايشهاى تحريككننده بهكار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود مىخواهد دلبرى كند. انحراف تبرّج و برهنگى از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است.[٥]
[١]. احزاب( ٣٣): ٥٩.
[٢]. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ١٩،( مسئله حجاب)، ص ٤٤١.
[٣]. بنگريد به: مرتضى مطهرى، همان، پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب، ص ٥٨٢.
[٤]. اى همسران پيامبر، شما مانند هيچيك از زنان[ ديگر] نيستيد. اگر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد، تا آن كه در دلشبيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد. فلا تخْضعْنَ بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض و قلن قولًا معروفاً. احزاب( ٣٣): ٣٢.
[٥]. مرتضى مطهرى، همان، مسأله حجاب، ص ٤٣٧.