راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٢ - ٢- روايات امير المؤمنين (ع)
سليم بن قيس مىگويد: چون ابو دردا و ابو هريره در جنگ صفين از جانب معاويه براى اميرالمؤمنين (ع) نامه آوردند. امام از آنها خواستند اكنون كه نامهى او را به من آورديد، نامهى من را نيز به او رسانيد. آنها نيز پذيرفتند. امام جواب طولانى به او داد تا اينكه به داستان نصب خود توسط رسول خدا (ص) در روز غدير خم با امر خداوند اشاره كرد ... و فرمود: شما را به خدا قسم مىدهم آيا مىدانيد كه رسول خدا (ص) خطبه خواندند، خطبهاى كه بعد از آن ديگر خطبهاى ايراد نفرمودند، آن گاه فرمودند: اى مردم! همانا من بين شما دو چيز مىگذارم و تا زمانى كه از آن دو تبعيت كنيد هرگز گمراه نمىشويد و آن دو كتاب خدا و اهل بيتم هستند، همانا خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد و عهد نمود كه اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه سر حوض بر من وارد شوند؟ حضار گفتند: آرى، همهى اين را از آن حضرت شنيديم و سپس دوازده نفر صحابه بلند شدند و گفتند: شهادت مىدهيم كه رسول خدا (ص) روزى كه از دنيا رفت خطبهاى خواند (و اين موضوع را فرمود.) عمر مثل كسى كه ناراحت و ناراضى است بلند شد وگفت: اى رسول خدا! از همهر اهل بيت بايد تبعيت شود؟ حضرت فرمودند: نه، ولى از اوصياى من كه از جمله آنها على، برادر و وزير و وارث و جانشينم بر امتم و ولى هر مؤمن پس از من است و او اولين و بهترين آنهاست، سپس وصى او اين فرزندم و اشاره كردند به حسن، سپس