راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٥ - ١- روايت عبدالرحمن ار پدرش
و اين راهى را كه بيهقى اختيار كرده جماعتى نيز در آن با او موافقت كردهاند كه مقصود از دوازده خليفه در حديث همان كسانىاند كه تا زمان وليد بن يزيد بن عبدالملك فاسقى كه در مورد او سخن گفتيم، پشت سر هم حاكم شدهاند. اين نظريه خطاست؛ زيرا خلفا تا زمان اين وليد بن يزيد بيشتر از دوازده نفر بودند، دليلش اينكه همانا خلفاى اربعه خلافتشان با نص حديث سفينه محقق است كه فرمود: خلافت پس از من تا سى سال خواهد بود."[١] سپس بعد از اينها حسن بن على است چنانكه واقع شد زيرا على او را جانشين خود تعيين كرد و اهل عراق نيز بر او بيعت كردند. سپس معاويه و پسرش يزيد و پسر او معاويه و مروان و پسرش عبدالملك و پسران او وليد و سليمان و و يزيد و هشام و عمر بن عبدالعزيز واينها پانزده نفرند و سپس وليد بن يزيد بن عبد الملك. واگر به خلافت ابن زبير قبل از عبد الملك نيز اعتراف كنيم شانزده نفر مىشوند و طبق اين راهى كه اينها اختيار كردهاند چنين مىشود كه در دوازده خليفه يزيد بن معاويه داخل مىشود و عمر بن عبد العزيز كه ائمه در مدح او اجماع كرده و او را از خلفاى راشدين برشمردهاند و مردم همه بر عادل بودن او اجماع دارند .... از دوازده خليفه خارج مىشود. اگر بگويد: من كسى را كه امت بر وى اجماع نكرده، خليفه نمىدانم، لازم است على و فرزندش حسن را جزء خلفا نداند زيرا مردم به آن دو اجماع نكردند،
[١] . مسند احمد، ج ٥، ص ٢٢٠ و ٢٢١. صحيح ابن حبان، ج ١٥، ص ٣٩٢. سنن ترمذى، و ديگران.