در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٧ - لعن، يك ضرورت عقيدتى است
و در اين جا مىتوانيم بگوييم: احاديثى كه در مذمّت لعن وارد شده است، به اين نكته اشاره دارد كه اصل در شريعت اسلامى، اقامه برهان و دليل است و لعن به مثابه پيشگيرى از انحرافات فكرى و اجتماعى است؛ چنان كه در هر جامعهاى از روشهاى خاصّى براى پيشگيرى از انحرافات استفاده مىشود. عجيب اين است كه غزّالى در اين مورد، مدّعى شده است:
«در لعن اشخاص، خطرات و امكان گناه وجود دارد، در حالى كه حتّى در سكوت از لعن ابليس، هيچ خطرى وجود ندارد و بهتر اين است كه از لعن خوددارى شود!!».
وى در ادامه مىنويسد:
«ما اين مطلب را نقل كرديم؛ زيرا مردم، بىمبالاتى كرده و زبان به لعن و سب و شتم مؤمنان مىگشايند، در حالى كه سزاوار نيست مؤمن، زبان به لعن ديگران بگشايد، مگر عليه كسى كه كافر از دنيا رفته باشد، يا معروف به اوصاف مشخّص باشد. در هر صورت مشغول بودن به ذكر خدا اولى است و اگر اين هم نباشد، سكوت كردن بهتر است كه در آن ضررى متوجّه شخص نمىشود».[١]
در سخنان ابوحامد غزّالى، مطالبى آمده است كه بطلان آنها از توضيحات سابق روشن شده است. براى مثال اگر لعن، خطرى براى
[١] - احياءالعلوم: ٣/ ١٣٥- ١٣٤، چاپ دارالفكر.