در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٨ - ثانيا از راه عقلى
نگرشى دقيق و تصميمى راسخ است كه ائمّه (ع) در زندگى سياسى خود در برابر ستمگران به كار بستند؛ ستمگرانى كه همه نيروها و قدرتها را در دست داشتند و همه آزاديها را حتّى آزادى انتخاب كمّيّت، كيفيّت، زمان و مكان مرگ را از مردم گرفته بودند.
ائمّه (عليهم السّلام) با تدابير حكيمانه خود، از تحت سيطره حاكمان در اين ميدان بيرون آمدند و از اراده آنان فراتر رفتند و زمان انتخاب را به دست گرفتند و عالىترين و آرمانىترين شيوه مرگ را برگزيدند كه اين امر در آن شرايط دشوار و طاقت فرسا، يك پيروزى چشمگير به شمار مىرود.
آيا محافظت از جان و ميل به عدم خونريزى و ترس از كشته شدن، مىتواند مانع از اداى واجب شود و راه مسؤوليّت بزرگ محافظت از اسلام و حريم مقدّس آن را سد كند؟ علاوه بر آن كه پس از دعوتها و كمك خواستنهاى پى در پى، حجّت بر امام تمام شده بود.
گذشته از آن، آيا پس از گذراندن مراحل مبارزه كه كمترين نتيجه پيش بينى شده در آن كشته شدن است؟ آيا محافظت از جان معقول است؟
يزيد تصميم قطعى گرفته بود كه امام حسين (ع) را بكشد؛ زيرا او را تنها سدّى مىديد كه مانع بهره بردارى از تلاشهاى پدرش براى تشكيل سلطنت ستمگر اموى است؛ بنابراين، ناچار بود امام را از سر راه بردارد.