در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥١ - فصل دوم رابطه عصمت با علم غيب
قانونهاى ديگرى هست كه در زندگى انسان، بازتاب و انعكاس دارد و انسان اين قانونها را مىداند، امّا آثار و نتايج آنها را درك نمىكند؛ زيرا به آثار مترتّب بر مخالفت با آنها علم و آگاهى ندارد؛ مانند خوردن مال يتيم.
در قرآن كريم آمده است:
يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا[١].
« (آنان) آتشى در شكم خود مى خورند».
معصوم، علمى دارد كه با آن مىبيند و در مىيابد كه مال يتيم، آتش است، در حالى كه براى غير معصوم، مالى لذّتبخش به نظر مىآيد، نه آتش سوزنده. تأثير و بازتاب اين كار در نزد معصوم، روشن و يقينى است، همان گونه كه قانون جاذبه براى ما آشكار و مسلّم است و ما را بر آن مىدارد تا از مخالفت با آن خوددارى كنيم، هرچند توانايى آن را داشته باشيم، امّا از اثر مترتّب برخوردن مال يتيم، آگاه نيستيم؛ يعنى ما علمى نداريم كه با آن، همه قوانين هستى را درك كنيم.
حضرت يوسف (ع) مىتوانست مرتكب زنا شود؛ زيرا اراده آزاد بر انجام آن داشت، امّا آن را كارى زشت مىديد؛ زيرا به اين قانون، علم داشت. اين بدان معنا نيست كه او مانند ديوار از لذّت جنسى و اراده بى بهره بود بلكه به آثار اين قانون، علم داشت و از اين رو، اصلًا بر خلاف آن عمل نكرد.
[١] - نساء( ٤): ١٠.